خلاصه داستان: داستان از آنجا آغاز میشود که اندرو لینکولن در نقش معاون کلانتر ، ریک گرایمز ، پس از برخاستن از کما با دنیایی مواجه میشود که پر از مردگان متحرکی است که مشابه زامبی های فیلم های ژانر وحشت جورج ای . رومرو ، گوشت انسان را میخورند. او سعی میکند که …
خلاصه داستان: فضیلت خانوم زنی هست که تمام عمر آرزوی ثروتمند شدن داشته، و دخترانش را تنها وسیله برای رسیدن به این آرزو میبیند، فضیلت خانوم، تلافی خشم و نفرت اش را نسبت به زندگی، و حساب کتاب خود را با گذشته اش، و وقوع آرزوهایش را به وسیله ی دخترانش و سوء استفاده از کاخ با احتشام خانواده ی “اگه من” جامه ی عمل میپوشاند…
خلاصه داستان: محمد که وکیل موفقی است، پس از مرگ همسرش با دخترش دوعا، دچار مشکلاتی میشود. دوعا که پدرش را مقصر مرگ مادرش میداند، همراه با خشم ناشی از بحرانهای دوران نوجوانی، پدرش را به شدت تحت فشار قرار میدهد. تنش میان این دو، با تلاش دوعا برای خودکشی به اوج میرسد…
خلاصه داستان: تونی در خانه در حال پژمرده شدن است. والدین سختگیرش که قصد محافظت از او را دارند، بیشتر نگران این هستند که وقتی تونی ماسک و دستکشهایش را برمیدارد، بدنش شروع به درخشش میکند. اما دوست جدیدش، شلی، ظاهراً اصلاً از این موضوع ناراحت نیست، چون خانهشان غرق در تاریکی است.
خلاصه داستان: بت داتن و ریپ ویلر برای حفظ و بقای مزرعه محبوب 7000 هکتاریشان در دوران سخت و میان رقابتهای سنگین میجنگند؛ در حالی که تلاش میکنند کارترِ جوان را به مردی که باید باشد تبدیل کنند.
خلاصه داستان: رومن مرتنز، نابینایی که از نعمت شنوایی فوقالعادهای برخوردار است، به آرزوی خود میرسد و در واحد شنود پلیس محلی استخدام میشود. شغلی که خطرناکتر از آن چیزی است که تصورش را میکرد.
خلاصه داستان: گروهی از حیوانات مزرعه علیه صاحب بیتوجه خود شورش میکنند و رؤیای برابری و آزادی را در سر میپرورانند. اما زمانی که خوکها قدرت را در دست میگیرند، انقلاب به استبداد تبدیل میشود؛ حقیقت دگرگون میگردد و هر صدای مخالفی سرکوب میشود و ...