خلاصه داستان: سفر موسیقایی بروس اسپرینگستین در خلق آلبوم نبراسکا در سال ۱۹۸۲، همزمان با ضبط آلبوم متولدشده در آمریکا با گروه ای استریت بند. برگرفته از کتاب وارن زینز.
خلاصه داستان: داستان درباره کارمند یک فروشگاه است که به حلقه نزدیک یک هنرمند مشهور نفوذ میکند، اما این نزدیکی برای او عواقب جدی و خطرناکی در حد مرگ و زندگی به دنبال دارد.
خلاصه داستان: گروه موسیقی الکترونیک آشوب ماپت ها بالاخره تصمیم می گیرند پس از سال ها به دنیای موسیقی مدرن وارد شوند و اولین آلبوم خود را ضبط کنند تا اینکه...
خلاصه داستان: "چارلز" برنده عجیب و غریب یک قرعهکشی است که به تنهایی در یک جزیره دورافتاده زندگی میکند و رویای این را دارد که گروه موسیقی مورد علاقهاش را دوباره دور هم جمع کند. رویای او به واقعیت تبدیل میشود وقتی اعضای گروه و عشاق سابق، دعوت او را برای اجرای یک کنسرت خصوصی در خانهاش در جزیره والیس میپذیرند، اما به زودی تنشهای قدیمی دوباره سر برمیآورند و چارلز ناامیدانه تلاش میکند تا کنسرت رویاییاش را نجات دهد و ...
خلاصه داستان: بابلز و گروهش، "شیت راکرز"، برای یک تور راک اروپایی به راه میافتند و موفق میشوند جایگاهی برای اجرای برنامه قبل از اجرای بیلی باب تورنتون و باکس مسترز به دست آورند. با این حال، پس از سفر از نوا اسکوشیا به پراگ، آنها از تور اخراج میشوند و مجبور میشوند برای زنده ماندن و یافتن راه بازگشت به خانه، به نوازندگی خیابانی روی آورند. ریکی و جولیان باید بفهمند که چگونه میتوانند دوباره رویاهای خود را محقق کنند، اگر هنوز ممکن باشد.
خلاصه داستان: نویسندهای به اقامتگاه ستارهای موسیقی پاپ سفر میکند که سالها پیش ناپدید شده است. او در آنجا با فرقهای از افراد چاپلوس و همچنین گروهی از روزنامهنگاران دیگر مواجه میشود و دیری نمیگذرد که از نقشههای شوم او برای این گردهمایی پرده برمیدارد.
خلاصه داستان: زمانی که توایلایت اسپارکل متوجه وجود عناصر جادویی در خود و دوستانش میشود، توسط مربیاش، پرنسس سلستیا، به پونی ویل فرستاده میشود تا با کمک دوستانش راز جادوی دوستی را آشکار کرده و…
خلاصه داستان: "توتسوکو" دانشآموز دبیرستانی توانایی دیدن رنگهای درون افراد را دارد. رنگهای شادی، هیجان و آرامش. به علاوه رنگی که برایش از همه عزیزتر است "کیمی" همکلاسی او میباشد که زیباترین رنگ ممکن را دارد. پس از دنبال کردن کیمی در یک کتابفروشی دستدوم، توتسوکو ناخواسته اشاره میکند که میتواند پیانو بنوازد و همین مسئله باعث میشود به گروهی بپیوندد که کیمی (که گیتار میزند) و رویی، پسری که تجهیزات موسیقی جمع میکند و ترمین مینوازد، عضو آن هستند و ...