خلاصه داستان: یک قهرمان فیلم های اکشن هالیوودی که دوران اوجش را پشت سر گذاشته، نقشی را در نمایش پانتومیم کریسمسی عجیب وغریب یک روستای کوچک انگلیسی می پذیرد؛ جایی که از طریق مربی رقص صریح گو و بی پرده اش، الهامی غیرمنتظره پیدا می کند و ...
خلاصه داستان: داستان دربارهی کلر است که برای کریسمس برنامهریزی ویژهای دارد، اما خانوادهاش او را فراموش میکنند. وقتی متوجه میشوند که او گم شده، تعطیلاتشان به خطر میافتد تا اینکه کلر برمیگردد و جشنی را که شایستهاش هستند، برایشان به ارمغان میآورد.
خلاصه داستان: "گرگ" باید در یک مسابقه استعدادیابی که به زودی برگزار میشود، هالی هیلز را تحت تأثیر قرار دهد. در این میان پدرش فرانک، قصد دارد او را به یک مدرسه نظامی بفرستد. موضوع اصلی تلاش گرگ برای اثبات این است که با شرکت در این مسابقه استعدادیابی به فرانک ثابت کند که نیازی به آموزش نظامی ندارد و ...
خلاصه داستان: خانواده فراگل را دنبال میکند که مشتاقانه منتظر اولین برف فصل هستند. وقتی فقط یک دانه برف میبارد و گوبو نمیتواند آهنگ تعطیلات سالانهای را که همه انتظارش را دارند، بنویسد، فصل از مسیر خود خارج میشود.
خلاصه داستان: این فیلم داستان چاک ای. چیز و دوستانش را دنبال میکند که برای بابانوئل، که همیشه از کارهای شب کریسمس خسته و فرسوده است، یک مهمانی کریسمسِ غافلگیرکننده ترتیب دادهاند. اما جشن آنها فقط یک سورپرایز نیست؛ بلکه تلاشی است برای نجات شهرشان از دست یک شرور که از تعطیلات کریسمس متنفر است.
خلاصه داستان: پدر وارباکس، آنی را در ملک بزرگش به همراه سندی، سگ بزرگش، نگه میدارد... وارباکس نقش شخصیتی شبیه اسکروج را بازی میکند. خلق و خو و لحن او باعث شده آنی و سندی حسابی از هم بپاشند... و ماجرا از همین جا شروع میشود!
خلاصه داستان: بابانوئل این دفعه دو وظیفه داره : یکی اینکه باید بفهمه چطوری خانواده ی جدیده شو خوشحال و راضی نگه داره و یکی دیگه اینکه نزاره " جک فروست " کریسمس رو خراب کنه...