خلاصه داستان: دونالد و گوفی در حال نصب پوسترهای تبلیغاتی در یک مزرعه هستند. گوفی آماده میشود تا روی یک آسیاب بادی پوستر بچسباند، اما ابزارهایش مدام ناپدید و دوباره ظاهر میشوند. دونالد پوسترهایش را که تصویر یک قوطی سوپ است، نصب میکند و بز بلافاصله آنها را میخورد. گوفی به پوسترش چسبیده میشود وقتی که به دور آسیاب بادی میچرخد. دونالد، با شخصیت آرام و متعادلش، وارد نبردی با بز میشود.