خلاصه داستان: در سال ۱۹۴۱، در استان چونفون تایلند، "موک" و گروه ناهمگون او از سربازان جوان در برابر نیروهای مهاجم ژاپنی قرار میگیرند. این مهاجمان سلاحی بیولوژیک وحشتناک به همراه دارند که خود نیز از نقشههای آن بیخبرند. در میانه جنگ جهانی دوم در چونفون، "مک"، سرگروه جدید، و "موک"، برادر کوچکترش در واحد سربازان جوان، با تهدیدی مرموز مواجه میشوند زمانی که چیزی متعلق به ژاپنیها در حین فرودشان گم میشود. این ماجرا باعث میشود "موک" و دیگر سربازان جوان با هولناکتر از جنگ روبهرو شوند. حتی بعد از اعلام آتشبس میان تایلند و ژاپن، "مک" مأموریت سری ویژهای دریافت میکند تا به همراه یک واحد نظامی ژاپنی منطقه را پاکسازی کند، بدون اینکه بداند این مأموریت ممکن است شامل برادر خود او نیز باشد.